صفحه اصلی / فرهنگی و آموزشی / از ماست که بر ماست!
در هنگام تصادف چه باید کرد؟

از ماست که بر ماست!

۱- شب گذشته «احمد» همسر نسرین و پدر امین، سروین و آوین در سن ۴۸ سالگی در بیمارستان شهدای تجریش درگذشت. پزشکان علت مرگ را ایست قلبی تشخیص دادند. احمد غروب دیروز دچار درد در ناحیه قفسه سینه و کتف چپ شد و پس از تماس با اورژانس به بیمارستان منتقل شد اما در نهایت جان سپرد. پزشکان معتقد بودند که اگر احمد ۲۰ دقیقه زودتر می‌رسید زنده می‌ماند.

۲- فروردین امسال مهندس «محمدی» ۳۲ ساله فوق لیسانس نرم افزار با ۶ سال سابقه و تجربه کار در حوزه آی تی، به جلسه مصاحبه استخدامی در سازمان مورد علاقه اش دعوت شده بود. آن زمان، فقط ۳ ماه از نامزدی او و الناز می‌گذشت. با تمام تلاشی که محمدی برای استخدام انجام داد اما در نهایت آن را از دست داد. او این روزها مشکل روانی پیدا کرده و این در حالی است که اگر محمدی ۲۰ دقیقه زودتر به جلسه مصاحبه می‌رسید امروز کار و زندگی مشترک داشت.

۳- «ستایش» ۸ ساله قرار بود ساعت ۸ شب به همراه خانواده به جشن تولد دختر خاله اش زینب بروند. پدرش محل کار را یک ساعت زودتر ترک کرد و به فردیس رفت تا به اتفاق به منزل خاله ستایش در تهرانپارس بروند اما کندی جریان عبور و مرور باعث شد تا آن‌ها به موقع به جشن نرسند. این در حالی است که اگر ۲۰ دقیقه زودتر می‌رسیدند ستایش می‌توانست در جشن شرکت کند!

۴- «مصدری» با رئیس یک کمپانی مهم بین المللی قرار ملاقات داشت که در ترافیک گیر کرد، بعد از خلاصی از تونل نیایش نگاهی به ساعتش انداخت و برای جبران زمان از دست رفته، پدال گاز را فشرد تا اتوبان هاشمی‌رفسنجانی را سریع تر رد کند؛ اما ناگهان تصادف کرد و جنازه بی‌جانش را از داخل اتومبیل بیرون کشیدند. شاید اگر ۲۰ دقیقه تاخیر در ترافیک به وجود نمی آمد امروز یک قرارداد مهم در حوزه انرژی های پاک و تجدیدپذیر امضا شده بود.

    همه اتفاقات بالا به یک دلیل رخ دادند؛ ترافیک!

   بعد از اینکه همسر احمد با اورژانس ۱۱۵ تماس گرفت  ۳۵ دقیقه طول کشید تا آمبولانس سر برسد و  به دلیل ترافیک سنگین در بالای خیابان ولیعصر، احمد دقایق طولانی در آمبولانس ماند و وقتی به بیمارستان رسید که کار از کار گذشته بود. پزشکان اعلام کردند اگر عملیات احیا برای احمد ۲۰ دقیقه زودتر انجام می‌شد او می‌توانست زنده بماند!

   نامزدی محمدی و الناز به هم خورد چراکه محمدی کار مناسبی نتوانست به دست آورد. علت آن هم دیر رسیدن به محل مصاحبه به دلیل راه‌بندان اتوبان همت بود! اگر محمدی ۲۰ دقیقه زودتر می‌رسید اینک کار و زندگی مشترک داشت و سربار جامعه نمی‌بود!

   ترافیک اتوبان کرج باعث شد تا پدر ستایش حدود ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه شب به فردیس برسد و دو ساعت هم طول کشید تا به تهرانپارس برسند این در حالی است که جشن تولد ساعت ۱۰ شب تمام شده بود. اگر آنها ۲۰ دقیقه زودتر می‌رسیدند دخترک کوچولو دل شکسته نمی‌شد.

   مصدری  چون ۲۰ دقیقه  در ترافیک تونل نیایش معطل مانده بود بعد از تونل سرعتش را زیاد کرد تا سریع تر به محل قرار برسد. در همان زمان با یک موتور سیکلت برخورد نمود و هم خودش را به کشتن داد هم پیک موتوری بیچاره را. اگر ترافیک تونل کمتر می‌بود و مصدری دیرش نمی‌شد و عجله نمی‌کرد شاید امروز یک قرارداد مهم امضا شده بود که برای تعدادی از جوانان تحصیل کرده هم شغل ایجاد می‌شد.

روزانه افراد و خانواده‌های زیادی از ترافیک شهر تهران زیان‌های جبران ناپذیر می‌بینند. آمارها میانگین رسیدن به مقصد در تهران را حدود ۶۰ دقیقه بیان می‌کنند؛ این در حالی است که در دنیا و برای شهرهایی با تعداد خودرو و جمعیتی بیشتر، این زمان حدود ۲۴ دقیقه عنوان می‌شود.

   مسئولان چه می گویند؟

برخی مسؤولان شهری علت اصلی ترافیک را «تعداد زیاد خودروهای شخصی» می‌دانند. با مراجعه به آمارهای رسمی در می‌یابیم که در تهران سرانه خودرو به ازاء هر ۱۰۰ نفر ۴۷ دستگاه است. اما سرانه خودرو به ازای هر ۱۰۰ نفر در آمریکا ۷۹، در کانادا ۶۳، در انگلیس ۵۸، در آلمان ۵۷ و در کشورهای خاورمیانه ۵۰ دستگاه است. حتی ما از کیلومتر بیشتری بزرگراه به ازاء مساحت شهر نسبت به سایر کلان‌شهرهای پرجمعیت دنیا برخورداریم. یعنی تهـران هم بزرگراه بیشتری دارد و هم سرانه خودروی کمتر!

   علت ترافیک چیست؟

در شماره قبل «جام خودرو» بیان شد که سه دلیل اصلی می‌توان برای ترافیک سنگین تهران برشمرد: نحوه رانندگی، خودروهای تک سرنشین و خودروهای بی سرنشین؛ در مورد خودروهای تک سرنشین هم توضیحاتی ارائه شد. در این شماره به یک عادت غلط در «نحوه رانندگی» خواهیم پرداخت. به مثال‌های زیر توجه کنید:

۱- «احمد» با توجه به شغلش می‌بایست وجوه نقد دریافتی از مشتریانش را به بانک واریز کند. او جلوی درب بانک پارک می‌کرد تا هم به درب ورودی نزدیک باشد و هم خطر سرقت وجوه را کاهش دهد و چون در مقابل بانک جای خالی یافت نمی‌شد، معمولاً دوبله پارک می‌کرد. احمد به فکرش هم خطور نمی‌کرد که توقف دوبله او می‌تواند ترافیکی ایجاد کند و در اثر آن، جان انسانی را بگیرد تا این که خودش به خاطر ترافیکی که دیگران مسببش بودند جان سپرد!

۲- «نسرین» وقتی برای برگرداندن سروین و آوین به مدرسه آن‌ها مراجعه می‌کرد چون جای پارک نبود در کنار ماشین‌های دوبله سایر اولیاء که برای بردن فرزاندانشان مراجعه کرده بودند به صورت «سوبله» پارک می‌نمود و مسیر را به کلی بند می‌آورد. راه‌بندان‌هایی با منشاء توقف های این چنینی باعث شد تا بالاخره همسرش جانش را از دست بدهد.

۳- ۲۵ سال است که «ناصر» از صبح علی‌الطلوع تا شب در خیابان‌ها مسافر جابجا می‌کند. قبلا ناصر یک تاکسی پیکان مدل ۶۱ داشت و چون چرخاندن فرمان آن اتومبیل بسیار دشوار بود، پس زحمت کنار زدن تاکسی را به خود نمی‌داد و در همان وسط خیابان یا کمی آن طرف تر، برای سوار یا پیاده‌کردن مسافر توقف می‌کرد. ناصر اکنون یک تاکسی مدل بالا با فرمان هیدرولیک دارد اما همان عادت سوار و پیاده کردن مسافر را در خود حفظ کرده و فرمان را کمتر می‌چرخاند! «آقای ناصری» هم که از رانندگان زحمت کش ناوگان اتوبوسرانی تهران است «گاهی‌اوقات» به جای توقف در ایستگاه، در دو متری ایستگاه و کمی این طرف‌تر از خط وسط خیابان توقف می‌کند به‌طوری که مسافران اتوبوس برای سوار شدن باید یک لاین ماشین‌های در حال عبور را رد کنند! توقف های ناصر و آقای ناصری قطعاً در مرگ احمد تاثیر داشتند. ‌

۴- «مصدری» معمولا بعد از برگشت به منزل اتومبیل را روی پل جلوی پارکینگ می‌گذاشت چراکه احتمال می‌داد به زودی مجددا از منزل خارج شود. حتی برای این که مسیر سواره رو را بند نیاورد، ماشین را تا سپر به درب منزل می‌چسبانید. این کار مصدری پیاده‌ها را وارد سواره رو می‌کرد که علاوه بر خطر جانی، باعث ایجاد ترافیک در کوچه می‌شد. ترافیک کوچه هم به خیابان اصلی منتقل می‌شد و زمان رسیدن سایرین را به تاخیر می‌انداخت.

موارد ذکر شده مثال‌هایی از «توقف ناصحیح» است که هزاران مشکلات شهری به وجود می‌آورد.

   نتیجه‌گیری
هر رانندگی بین دو توقف قرار دارد و حتی توقف‌های ناصحیح، بیشتر از رانندگی بد در زنجیره ترافیکی شهر موثر هستند. در مثال‌های فوق زندگی احمد، نسرین و مصدری فدای ترافیکی شدند که خودشان عاملان اصلی آن بودند. آینده مهندس محمودی به خاطر ترافیکی که دیگران ایجاد کرده بودند بر باد رفت. ناصر و آقای ناصری هم هنوز از مکافات عمل خود غافلند اما دیر یا زود گریبان خود یا اطرافیانشان را خواهد گرفت، چراکه «از ماست که بر ماست!»

فراموش نکنیم که «توقف ‌بد» تا مادامی که اتومبیل در آن مکان متوقف است اثر منفی خود را بر ترافیک کل شهر می‌گذارد چراکه ترافیک به صورت شبکه‌ای به سایر خیابان‌ها منتقل می‌شود. پس بیشتر مراقب توقف‌هایمان باشیم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *