قبلا، به علل اصلی ترافیک در شهری مثل تهران اشاره شد: نحوه رانندگی و توقف، خودروهای تک سرنشین و خودروهای بی سرنشین! در مورد توقف ناصحیح و خودروهای تک سرنشین هم توضیحاتی ارائه شد. در این مطلب یکی دیگر از عوامل بوجود آورنده خودروی «تک سرنشین» را که ترافیک طاقت فرسای تهران معلول آن است مرور می کنیم.
می دانیم عوامل متعددی دست در دست هم می گذارند تا این حجم زیاد از خودروهای تک سرنشین یا «قاتل خاموش مردم» را راهی معابر شهری کنند که یکی از آنها را باید در سیستم حمل و نقل عمومی شهر جستجو کرد. فرض کنیم از فردا ۳۰درصد از مردمی که با خودروی تک سرنشین به سر کار میروند تصمیم بگیرند که اتومبیلهایشان را در منزل گذاشته و از حمل و نقل عمومی استفاده کنند. چه پیامدی در پی خواهد داشت؟ مترو و اتوبوسهای BRT که با تمام ظرفیت شان در حال خدمات رسانی به مردم هستند. پس به جرأت میتوان گفت گنجایش آن ۳۰درصد را نخواهند داشت. ضمناً خطوط این وسایل حمل و نقل عمومی در تمام نقاط شهر گسترش نیافتهاند پس نمیتواند جوابگوی نیازهای آن دسته از مردمی باشد که با اتومبیل شخصی به محل کار میروند. از طرفی تاکسیهای عمومی و دربستی هم قیمتهای بالاتری دارند. با یک حساب و کتاب ساده میتوان گفت که در شرایط فعلی، جایگزین مناسبی برای خودروی تک سرنشین وجود ندارد چرا که این قاتل خاموش در مسائلی چون امنیت، قیمت، راحتی و حتی سرعت حرف اول را میزند. پس زمانی میتوان خودروی تک سرنشین را مذمت کرد که در آن طرف، شبکه ای از حمل و نقل عمومی با گنجایش تعداد سفرهای روزانه مردم پایتخت وجود داشته باشد.
یکی از دلایل انتخاب خودرو شخصی توسط افراد، قیمت بسیار مناسب، در کنار رفاه و آسایس نسبی آن حین سفر میتوان برشمرد. با ۴۰ لیتر بنزین میشود ۴۰۰ کیلومتر را در معابر شهری به راحتی و در آسایش پیمود. یعنی کسی که فاصله منزل تا محل کارش ۱۵ کیلومتر است با ۱۵۰۰ تومان به محل کار میرود و با همین مبلغ نیز میتواند برگردد. اما همین فرد اگر بخواهد از حمل و نقل عمومی استفاده کند، جدا از له شدن در مترو و لرزش بدن گرفتن در اتوبوس، قطعا نمیتواند هزینه کمتری پرداخت نماید. پس منطقی است که «آلت قتاله» اش را در خیابان بیندازد چرا که استفاده از آن ارزان است.
برخی همین موضوع را دستاویز قرار میدهند و به قیمت بنزین در ایران گریزی میزنند و نتیجه میگیرند باید قیمت بنزین گران تر شود تا خودروهای تک سرنشین از بین برود. در پاسخ باید گفت پس از هدف مندی یارانهها و سهمیه بندی سوخت و افزایش چند برابری قیمت آن، فقط در مدت کوتاهی ترافیک خیابانها از بین رفت و بعد از آن دوباره حجم سنگین خودروها را در خیابانها نظاره گر بودیم چرا که مردم به قیمت های جدید عادت کردند. پس این راه، نمیتواند نسخه کاملی برای این درد سرطانی باشد و باید چاره ای اندیشید.
برخی دیگر قیمت حمل و نقل عمومی در تهران را نسبت به سایر کلان شهرهای دنیا بسیار کم میدانند و با مقایسه آن نتیجه میگیرند که قیمتها باید واقعی (گران تر) شود! در پاسخ به این افراد نیز باید گفت اتفاقا قیمت حمل و نقل عمومی نسبت به استفاده از وسیله شخصی، بسیار گران است. وقتی مسیری را با اتوبوس با کمترین کیفیت سفر، با قیمتی بیش از هزینه خودروی شخصی سفر میکنیم، چطور میتوان این سفر را ارزان برشمرد؟
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
این بیت زیبای حضرت حافظ را میتوان زبان دل بسیاری از مردمیدانست که روزانه با اتوبوس، سفرهای درون شهری خود را به مقصد میرسانند. اتوبوس (و نه BRT) همان ترافیک شهر را دارد، فضای راحتی ندارد و در تابستان گرم است و زمستان سرد، چه نشسته باشی و چه ایستاده در هر صورت به شما خوش نخواهد گذشت، زمان رسیدنش به ایستگاه معمولا کوتاه نیست، آلودگی کمی هم تولید نمیکند به طوری که وقتی از کنار شما رد میشود تنگی تنفس میگیرید و در نهایت قیمت پایینی خصوصا برای مسیرهای کوتاه ندارد. یعنی وقتی کسی اتوبوس سوار میشود اصلا این را حس نمیکند که از یک خدمت خوب شهری بهره مند است.
راه حل
در شهری که وضعیت ترافیک و آلودگی هوای آن بحرانی است و مردم و دولت هزینههای کلان برای این موضوع میپردازند باید تمام سیاستها بر استفاده حداکثری مردم از وسایل حمل و نقل عمومی خصوصا اتوبوس و مترو قرار گیرد و توسعه آنها نیز در اولویت باشد. پس باید شبکه حمل و نقل عمومی با سرعت گسترش یابد و حتی با کاهش قیمت و ارائه خدمات رایگان حمل و نقل در برخی نقاط شلوغ شهر، قدمی موثر در جهت کاهش خودروهای تک سرنشین و ترافیک و آلودگی هوای ناشی از آن برداشت. هزینه راه اندازی چنین سامانه ای، قطعا از هزینههایی که به صورت غیر مستقیم با یارانه سوخت و درمان بیماران قلبی ریوی و … در اثر ترافیک به کشور تحمیل میشود کمتر است.
وقتی رفت و برگشت در مسیرهای کوتاه با اتوبوس با آن همه مشقت ۱۶۰۰ تومان هزینه در پی دارد، روشن کردن و به خیابان انداختن خودروی شخصی به عادت باصرفه مردم تبدیل خواهد شد. چراکه با این مبلغ میتوان با خودرویی مثل پراید چیزی حدود ۲۵ کیلومتر در شهر چرخید؛ هم راحتی بیشتری دارد و هم اتلاف وقت کمتری، ضمنا یک فضای خصوصی برای انجام کارهای شخصی هم فراهم است! پس چرا مردم باید هزینه بیشتری پرداخت نمایند و زمان بیشتری صرف کنند و حتی مشقتهای بیشتری را نیز تحمل کنند تا از اتوبوس استفاده کنند؟
اتوبوس به شکل کنونی حتی اگر ادعا شود قیمتی کمتر نسبت به سایر شهرهای دنیا دارد، اما عامل تحریک کننده برای استفاده از آن وجود ندارد. اگر اتوبوس هایی با مسیر کوتاه و قیمت ارزان برای وصل کردن محله ها به خیابان های اصلی وجود داشته باشد، به طوریکه زمان رسیدن به ایستگاه کوتاه تر شود، در این صورت میتوان پیش بینی کرد که مردم اقبال بیشتری برای استفاده از آن نشان دهند. اتوبوس میتواند رابط بین محلههای شهر و شبکه اصلی حمل و نقل یا همان مترو و BRT باشد. در این صورت با هزینه بسیار کمی مردم میتوانند با سرعت بیشتر به شبکه حمل و نقل شهری دسترسی داشته باشند. البته آن شبکه حمل و نقل میبایست ظرفیت تعداد سفرهای روزانه مردم شهر را داشته باشد!
نتیجه:
پدیده شوم تک سرنشینی با حرف و شعار و خواهش و برنامه تلویزیونی و توصیه مطبوعاتی حل نخواهد شد. این مشکل بزرگ که سرمنشاء بسیاری از مشکلات دیگر مردم است در مرحله اول به زیرساخت اصولی در حمل و نقل شهری نیاز دارد که «باید» هرچه سریع تر اجرایی شود چراکه همین امروز هم دیر است! ایجاد انگیزه در مردم برای استفاده از آن سیستم حمل و نقل توسعه یافته شهری «باید» در مرحله بعدی قرار بگیرد. در مورد مخاطب این «بایدها» هم می توان گفت که مردم تعیین می کنند! اگر طراحی سیستمهای جدید و توسعه شبکه حمل و نقل شهری به مطالبه عموم مردم تبدیل شود قطعاً نهادهای قانونگذاری و اجرایی هم در جهت این مطالبه برحق مردم حرکت خواهند کرد. فراموش نکنیم که توسعه سیستم حمل و نقل عمومی، کاهش ترافیک و هوای پاک، حقمسلم همه شهروندان است.